الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
169
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
ستايشى كه رضايت بخشترين حمدها برايت و محبوبترين ستايشها به سويت و برترين آنها نزد تو باشد . ستايشى كه تمام عوالم خلقت را پر سازد و تا آنجا كه اراده كنى برسد ، حمدى كه از تو دور و در پيشگاهت قصورى نداشته باشد . ستايشى كه عددش پايان نپذيرد و در پهنهى زمان فنا در آن راه نيابد ما كنه عظمت تو را درك نمىكنيم . تنها اين را مىدانيم كه تو زنده و قائم به ذات خود هستى و ديگران قائم به تواند ! هيچگاه خواب سبك و سنگينى تو را فرا نخواهد گرفت ( و از حال بندگانت غافل نمىشوى ) شعاع نگاهها به تو نمىرسد و بينائى تو را درك نخواهد كرد . ولى تو چشمها را مشاهده ميكنى و اعمال و كردار را احصا مىنمائى و زمام همگان در اختيار تو است اما آنچه از مخلوقاتت مشاهده ميكنى و بدنبال آن از قدرتت در شگفتى فرو مىرويم و سلطنت عظيمت را توصيف مىكنيم ، در برابر آنچه از ما پنهان است و چشمانمان از ديدن آنها قاصر و انديشه و افكار ما در برابر دركشان زانو زده ، و پردههاى غيب بين ما و آنها فاصله انداخته ، بس عظيمتر است . آن كس كه قلبش را از همه چيز ( جز ياد تو ) خالى كند و فكرش را به كار اندازد تا بداند چگونه عرش قدرتت را برقرار ساختهاى و مخلوق را آفريدهاى و چگونه آسمانها و كرات را در هوا معلق كرده ، و زمينت را بر روى امواج آب گستردهاى ( بدون ترديد ) ديده فهمش وا مانده شود ، و عقلش مبهوت ، شنوائيش حيران ، و انديشهاش سر - گردان فرو ماند . اميد به خدا چگونه است ؟ قسمت ديگرى از اين خطبه است ( پارهاى ) گمان مىبرند به خدا اميدوارند . ( اما ) سوگند به خداوند بزرگ كه دروغ مىگويند ( اگر راست مىگويند پس ) چرا اين اميدوارى در عملشان به چشم نمىخورد زيرا هر كس اميدى داشته باشد مىتوان آن را در عملش مشاهده نمود . . .